|
لینک دوستان
سایت های منتخب |
سلام... چی بنویسم؟ این روزها فقط دلم میخواد برم سفرحج... اعتکاف رو خیلی دوست دارم...اما امسال قسمتم نبود... در واقع همتم کم بود که قسمت نشد...خوش به سعادت تمامی کسانی که اعتکاف قسمتشون شد... قبول باشد انشا الله
[پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 . مسافر منتظر|]
![]() سلام...
![]() سال دوم یک استاد داشتیم که گیرداده بود همه باید کراوات بزنند. سرامتحان، چمران کراوات نزد، استاد
دونمره ازش کم کرد. شد هجده ، بالاترین نمره!
ماهی یک بار ، بچه های مدرسه جمع می شدند و می رفتند زباله های شهر را جمع می کردند. دکتر می گفت « هم شهر تمیز می شود، هم غرور بچه ها می ریزد.» به پسر ها می گفت شیعیان حسین، و به ما شیعیان زهرا . کنارهم که بودیم ، مهم نبود که پسر است کی دختر . یک دکتر مصطفی می شناختیم که پدر همه مان بود، و یه دشمن که می خواستیم پدرش را دربیاوریم. چند بار رفته بود دنبال نمره اش. استاد نمره نمی داد. دست آخرگفت « شما نمره گرفته ای، ولی اگر بروی ، آزمایشگاه نیروی بزرگی از دست میدهد. » خودش می خندید. می گفت « کارم تمام شده بود. نمره ام را نگه داشته بود پیش خودش که من هم بمانم»
دکتر نقشه ای می ریخت. می رفتیم وسط محاصره ، محاصره را می شکستیم و می آمدیم بیرون.
از تهران زنگ زدم اهواز . گفتم « می خوام برگردم. » گفتند « نمی خواد بیایی ، همان جا باش.» خودم را معرفی کردم. یکی از بچه ها گوشی را گرفت . زد زیر گریه . پرسیدم « چی شده ؟» گفت « یتیم شدیم.» روحشان شاد و یادشان گرامی ... [جمعه سی و یکم خرداد 1387 . مسافر منتظر|]
![]() بسم الله الرحمن الرحیم سلام... زندگی- مرگ هیچ وقت مرگ را برای خودم دور ندیدم...همیشه نزدیک بوده برایم! در تاریکی شب، یک برگ کاغذ سفید را جلوی چشمم گرفتم . با چشمهایم روی کاغذ نوشتم...زندگی -مرگ این دو کلمه به هم نزدیک شدند و روی همدیگر قرار گرفتند... چی باعث نزدیکی این دو شد...شاید نیروی جاذبه بین ۲ قطب غیر همنام! کاغذ رو پرت کردم...افتاد کنارم...دوباره برداشتم و پرتاب کردم باز دور نشد!..دنیا رو در اون برگه تصور میکردم...بین مرگ و زندگی عجب نیروی جاذبه ای است و من غافل از آن هستم.زمانی هم که متوجه این جاذبه شدم دیدم هیچ گریزی از حقیقت نیست! من ایشون( من یک مادرم .... همین !)رو نمیشناسم اما یک بار اتفاقی وبلاگشان رو دیده بودم! آخرین پستشان تسلیت به یکی از دوستانشان به خاطر از دست دادن برادرشان بود!!! خدایا تسلیمتم... خدایا به حق مادر تمام شیعیان ـحضرت زهرا(س)- این مادر بزرگوار را قرین رحمت بفرما ...انشاالله تسلیت میگم به خانواده اشان و دوستان بزرگوارشان برای شادی روح این عزیز بخوانیم رحم الله من یقراء فاتحه مع الصلوات روحشان شاد و یادشان گرامی ... [سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 . مسافر منتظر|]
![]() |
||